محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1497
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
البتّه پايان كار ابو سفيان و بازگشت او به مكّه و تلقّى قريش از توصيهء امام على ( ع ) خواندنى است ( سيرت رسول الله ، همانجا ، صص 68 - 867 ) . « چون به مكه رسيد ، قريش پيش وى باز شدند و گفتند چه كردى ؟ ابو سفيان گفت : بر محمّد رفتم و هر چند با وى گفتم جواب من خود نمىداد ، از پيش وى برخاستم و به پيش ابو بكر آمدم و در وى هيچ خيرى نديدم . برخاستم و بر عمر رفتم . و وى خود مرا دشنامى چند بداد . برخاستم و بر مرتضى على رفتم ، و وى از همه نرمتر ديدم . . . مرا به چيزى اشارت كرد و من آن كردم و آمدم . . . قريش گفتند : اين كار به اجازت محمّد كردى ؟ ابو سفيان گفت : نه . پس گفتند : على بر تو افسوس مىكرد . . . » در مغازى عبارت به گونه اى معطوف به پيامبر صلَّى الله است ولى ضمير مبهم : « قالوا - قريش - ما زاد على ان تلعب بك تلعبا . . . » ( ج 2 ، ص 795 ترجمه ، ج 2 ، ص 608 ) ص 254 ، س 3 : در شمار حيهاى عرب كه در متن ما آمده است ، بنى غطفان درست نيست . در همهء منابع « بنى غفار » آمده است به جاى « بنى غطفان » . در تاريخ طبرى ( ج 3 ، ص 1647 ) شمار اين گروهها را نيز بر شمرده است : « . . . از بنى غفار چهار صد تن ، و از اسلم چهار صد تن ، و از مزينه هزار و سه تن ، و از بنى سليم هفتصد تن ، و از جهينه هزار و چهار صد تن . . . » واقدى از قبيله ها در جايى نام مىبرد ولى از شمار آنان چيزى نمىگويد ( مغازى ، ج 2 ، ص 799 ) : « بعث رسولا فى كلّ ناحية حتّى قدموا على رسول الله صلَّى الله عليه و سلَّم - أسلم ، و غفار ، و مزينه ، و جهينة ، و اشجع . . . » واقدى در جايى ديگر كه از شمار گروههاى عرب ياد مىكند ( مغازى ، همانجا ، ص 800 ) با نقل طبرى هماهنگ نيست . ص 254 ، س 6 : خليفت پيامبر ( ص ) در جنگ مكّه بر مدينه ، به روايت متن ما ، و تاريخ طبرى ( ج 3 ، ص 1627 ) ، و سيرة النّبى ( ج 4 ، ص 17 ) و ترجمهء آن : سيرت رسول الله ( نصف دوم ، ص 870 ) و كامل ابن اثير ( ج 2 ، ص 242 ) ، ابو رهم كلثوم بن حصين بن عتبة بن خلف الغفارى است . اما در طبقات ابن سعد ( ج 2 ، ق 1 ، ص 97 ) از عبد الله بن امّ مكتوم نام برده مىشود ، و در